Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سر درنیاوردن

تلفظ بین المللی : /sˈar darnˌajɑvˈardan/ تلفظ :‌ [s'aR daRn,ajAv'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سر از تخم دراوردن
  • سر درآوردن
  • سر دنیانه به سر کسی دراوردن
  • سر ور کسی دراوردن
  • سر از جایی دراوردن
  • سر دراوردن از چیزی
  • سر
  • سُر
  • سُرّ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سر درنیاوردن. [ س َ دَ ن َ وَ دَ] ( مص مرکب منفی ) امتناع کردن. اطاعت نکردن. تمرد کردن : گفت هین حصار بستدم و مرد کشتم و گرفتم ، هیچ بهانه ماند؟ و امیر بوالفضل باز ابی کرد و سر درنیاورد. ( تاریخ سیستان چ بهار ص 377 ). || نفهمیدن. درک نکردن : از این مطلب سر درنیاورد.

فرهنگ فارسی

امتناع کردن اطاعت نکردن تمرد کردن

کلمات مرتبط

  • سر از تخم دراوردن
  • سر درآوردن
  • سر دنیانه به سر کسی دراوردن
  • سر ور کسی دراوردن
  • سر از جایی دراوردن
  • سر دراوردن از چیزی
  • سر
  • سُر
  • سُرّ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات