Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سر خریدن

تلفظ بین المللی : /sˈar xarˈidan/ تلفظ :‌ [s'aR xaR'idan]
لغت نامه دهخدا
  • سر بتیغ خاریدن
  • سر خاریدن
  • خزیدن و سر و صدا کردن
  • سر خردن
  • سر هدهد خردن
  • سر گا خردن
  • سر بریدن
  • مستلزم بریدن سر یا قتل
  • با پنبه سر بریدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سر خریدن. [ س َ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از فدیه دادن یعنی خویشتن را از کسی به مال بازخریدن اعم از آنکه آن شخص اسیر باشد یا زن از شوهر خویشتن را بازگیرد. ( بهار عجم ). رجوع به ماده قبل شود.

کلمات مرتبط

  • سر بتیغ خاریدن
  • سر خاریدن
  • خزیدن و سر و صدا کردن
  • سر خردن
  • سر هدهد خردن
  • سر گا خردن
  • سر بریدن
  • مستلزم بریدن سر یا قتل
  • با پنبه سر بریدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات