Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سر به هوا

تلفظ بین المللی : /sˈar beː hˈavɑ/ تلفظ :‌ [s'aR be: h'avA]
فرهنگ عمیددانشنامه عمومیاصطلاحاتگویش بختیاریمترادف و متضاد
  • مات و سربه هوا
  • سربه هوا
  • سر بهوا
  • سربههوا
  • سربههوا شدن
  • سر به
  • سر به نیست
  • سر به تن نویین
  • سر به جر
فرهنگ عمیددانشنامه عمومیاصطلاحاتگویش بختیاریمترادف و متضاد

فرهنگ عمید

۱. بازیگوش.
۲. آن که در پی هواوهوس خود باشد.

دانشنامه عمومی

به کسی که حواس پرت است گفته می شود.

اصطلاحات

معنی ضرب المثل -> سر به هوا
کسی که دقت و تمرکز ندارد و حواسش جمع و دقیق نیست.

گویش بختیاری

سر به هوا، بازیگوش.

مترادف و متضاد

absentminded (صفت)حواس پرت، پریشان خیال، سر به هوا، گیجdistrait (صفت)سر به هوا، گیجneglectful (صفت)سر به هوا، مهمل، غافل، مسامحه کار، غفلت کارwanton (صفت)سر به هوا، جسور، گستاخ، سرکش، عیاش...

کلمات مرتبط

  • مات و سربه هوا
  • سربه هوا
  • سر بهوا
  • سربههوا
  • سربههوا شدن
  • سر به
  • سر به نیست
  • سر به تن نویین
  • سر به جر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات