معانی کلمه : سدکیس
لغت نامه دهخدا
سدکیس. [ س َ ] ( اِ ) قوس و قزح. ( برهان ) ( اوبهی ) ( آنندراج ) ( رشیدی ). آزفنداک. آژفنداک. سدکیش :
میغ ماننده پنبه ست ورا باد نداف
همت سدکیس درونه که بدو پنبه زنند.بهر سالی مثال درگهش را
فلک بنماید از تمثال سدکیس.
میغ ماننده پنبه ست ورا باد نداف
همت سدکیس درونه که بدو پنبه زنند.بهر سالی مثال درگهش را
فلک بنماید از تمثال سدکیس.
فرهنگ عمید
قوس و قزح#NAME?
= قوس و قزح
فرهنگ معین
(سَ ) (اِ. ) قوس و قزح .
فرهنگ فارسی
قوس قزح
( اسم ) قوس و قزح کمان رستم رنگین کمان .
( اسم ) قوس و قزح کمان رستم رنگین کمان .
