معانی کلمه : سده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. درگاه؛ پیشگاه.
۲. صندلی بزرگ شبیه منبر که بر آن بنشینند.
۳. (پزشکی) چیزی که در روده گیر کند و مانع خروج مدفوعات شود.
فرهنگ معین
(سُ دَّ) [ ع . سدة ] (اِ.) 1 - آن چه که بر آن نشینند مانند منبر. 2 - در خانه ، پیشگاه . 3 - رواق خانه .
(سَ دَ یا دِ) (اِمر.) 1 - یک صد سال ، قرن .2 - نام جشنی منسوب به هوشنگ ، دومین پادشاه پیشدادی که آن را در روز دهم از ماه بهمن برگزار می کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:قرن
wikijoo: سده
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
( سُده ) بیماری امتلای معده
( سِدِه ) سکته
( سِدِه ) سکته
