Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سخینه

تلفظ بین المللی : /saxˈineː/ تلفظ :‌ [sax'ine:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روشن سینه
  • زنجیر لنگر سینه
  • سخنه
  • سخیه
  • سطحِ برابرِ سینه
  • سفینه
  • سفینه کردن
  • سمن سینه
  • سکینه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سخینة. [ س َ ن َ ] (اِخ ) لقب مردی از قریش بدان جهت که آش سخینه را ترتیب داده و بدان او را سرزنش میکردند. (منتهی الارب ).

سخینة.[ س َ ن َ ] (ع ص ، اِ) طعام گرم . || نوعی از آش که از آرد و روغن یا از آرد خرما ترتیب دهند. (آنندراج ) (منتهی الارب ). اردهاله . (صراح ) (مهذب الاسماء). اوماج . (صراح ) (بحر الجواهر). کاچی . (زمخشری )....

فرهنگ فارسی

لقب مردی از قریش بدان جهت که آش سخینه را ترتیب داده و بدان او را سرزنش میکردند

کلمات مرتبط

  • روشن سینه
  • زنجیر لنگر سینه
  • سخنه
  • سخیه
  • سطحِ برابرِ سینه
  • سفینه
  • سفینه کردن
  • سمن سینه
  • سکینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات