سخن رانی. [ س ُ خ َ ] ( حامص مرکب ) نطق کردن در مجمعی. عمل سخن ران. کنفرانس. نطق.
فرهنگ عمید
۱. سخن گفتن برای مردم، نطق کردن، خطبه خواندن. ۲. (اسم ) سخنانی که توسط یک نفر در جلسه بیان می شود. ۳. (اسم ) جایی که سخنانی ادا می شود و گروهی برای گوش کردن به آن جمع می شوند
فرهنگ معین
( ~ . ) ۱ - (حامص . ) نطق کردن ، خطبه خواندن . ۲ - (اِمر. ) جایی که در آن گروهی برای شنیدن سخنان سخنران حاضر می شوند.
فرهنگ فارسی
سخنانی که فردی در مقابل عدهای دربارۀ موضوعی خاص ایراد کند * مصوب فرهنگستان اول
نطق کردن در مجمعی کنفرانس . نطق کردن در مجمعی عمل سخن ران کنفرانس نطق .
دانشنامه عمومی
سخنرانی، درس-گفتار یا خطابه به عمل صحبت کردن یک فرد برای گروهی از مردم که مخاطب یا شنونده او هستند، با نیت خاصی مانند آگاهی بخشی، تحت تأثیر قرار دادن یا سرگرم نمودن، گفته می شود. به انجام دهنده این کار سخنران یا خطیب گفته می شود. سخنرانی عموماً به معنای ارتباط چهره به چهره با مخاطب بوده و در اغلب موارد برای اقناع مخاطبین انجام می شود. این مفهوم در زبان انگلیسی بسیار شبیه به مفهوم Presentation یا ا...
[ویکی فقه] خُطبه، خُطبه، سخنرانی (در جاهلیت و عصر خلافت)، جزئی از برخی مناسک و فرایض عبادی و از مهمترین شعائر مرتبط با دستگاه خلافت.به سبب غلبه مطلق فرهنگ شفاهی در عصر جاهلی، خطبه یا خطابه از اصلی ترین شیوه های برقراری ارتباطات فراگیر جمعی به شمار می رفته و از همین رو، خطبه خوان یا خطیب منزلت و اعتبار اجتماعی والا و ممتازی داشته است. این جایگاه بسیار ویژه هم از طریق بررسی وظایف و کارکردهای متعدد و...
واژه نامه بختیاریکا
نُخت
فرهنگستان زبان و ادب
{lecture, conférence (fr. )} [عمومی] سخنانی که فردی در مقابل عده ای دربارۀ موضوعی خاص ایراد کند
* مصوب فرهنگستان اول