معانی کلمه : سخن گفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱ - بیان کردن گفتن . ۲ - مکالمه کردن گفتگو کردن .
مترادف و متضاد
حرفزدن، صحبت کردن
سخنرانی کردن، نطق کردن
۱. حرفزدن، صحبت کردن
۲. سخنرانی کردن، نطق کردن
واژه نامه بختیاریکا
بنگ وُرَوُردِن؛ تِرَینیدِن؛ دُنگ دادِن؛ رگ ترینیدِن؛ وا رُه اوُردن؛ واج کردن
