سخن سرا. [ س ُ خ َ س َ / س ُ ] ( نف مرکب ) سراینده سخن. سخنگو. ناطق. سخنور : ماهی به رو ولیکن ماه سخن نیوشی سروی به قد ولیکن سرو سخن سرایی.فرخی.بر اولیایی و ایام آفرین گویندسخن سرایان از وقت صبح تا گه شام.سوزنی.بسی نماند که بی روح در زمین ختن سخن سرای شود چون درخت در وقواق.خاقانی.این مرد را طوطیی بود سخن سرای و حاذق. ( سندبادنامه ص 86 ). || نغمه سرا. آوازه خوان : هزاردستان بر گل سخن سرای چو سعدی د...