Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سخن راندن

تلفظ بین المللی : /sˈoxan rˈɑndan/ تلفظ :‌ [s'oxan R'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زیاد سخن راندن
  • سخن
  • سخن ارایی
  • سخن افرین
  • سخن اموختن
  • سخن باره
  • سخن باف
  • سخن بستن
  • سخن تراویدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سخن راندن. [ س ُ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) نطق کردن. تقریر کردن :
از این در سخن چند رانم همی
همانا کرانش ندانم همی.
فردوسی.
قاصد چو بسی درین سخن راند
مسکین پدر عروس درماند.
نظامی.
سخن راند زَاندازه کار خویش
ز بی روزی صلح و پیکارخویش.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نطق کردن تقریر کردن .

مترادف و متضاد

سخن‌گفتن، صحبت کردن، حرف زدن، سخن‌رانی کردن


کلمات مرتبط

  • زیاد سخن راندن
  • سخن
  • سخن ارایی
  • سخن افرین
  • سخن اموختن
  • سخن باره
  • سخن باف
  • سخن بستن
  • سخن تراویدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات