Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سختن

تلفظ بین المللی : /sˈaxtan/ تلفظ :‌ [s'axtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • سُختن
  • دژم ساختن
  • دیر ساختن
  • دیر سخن
  • دیو ستنبه
  • راست ساختن
  • راضی ساختن
  • رام ساختن
  • راه ساختن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سختن. [ س َ ت َ / س ُ ت َ ] ( مص ) کشیدن و وزن کردن و سنجیدن. ( برهان ، ذیل سخت ). سنجیدن. ( آنندراج ). وزن کردن. ( شرفنامه ) : دو برد یمانی همه زرّبفت بسختند هر یک بمن بود هفت.فردوسی.همه گنج ارجاسب در باز کردنگهبان درم سختن آغاز کرد.فردوسی.عطای او از آن بگذشت کاو راتوان سختن بشاهین و بقنطار.فرخی.یک روز ببازار آمد مردی را دید زعفران می سخت. ( تفسیر ابوالفتوح ). بر مردی بگذشت که چیزی می سخت و کم می...

فرهنگ عمید

۱. سنجیدن.
۲. وزن کردن. * سختیدن، برسختن: سریر و سراپرده و تاج و تخت / نه چندان کزو برتوانند سخت (نظامی۵: ۸۴۸ ).

فرهنگ معین

(سَ تَ ) (مص م . )سنجیدن ، وزن کردن .

فرهنگ فارسی

سنجیدن، وزن کردن، سختیدن، وزن شده، سنجیده
( مصدر ) سخت کردن سخت گردانیدن .

کلمات مرتبط

  • سُختن
  • دژم ساختن
  • دیر ساختن
  • دیر سخن
  • دیو ستنبه
  • راست ساختن
  • راضی ساختن
  • رام ساختن
  • راه ساختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات