معانی کلمه : سخت کاری
فرهنگ فارسی
سخت کردن فولاد کربن ازطریق سرد کردن ناگهانی آن در محدودۀ دمای بحرانی
فرهنگستان زبان و ادب
{hardening} [مهندسی بسپار، مهندسی مواد و متالورژی] سخت کردن فولاد کربن ازطریق سرد کردن ناگهانی آن در محدودۀ دمای بحرانی

سخت کردن فولاد کربن ازطریق سرد کردن ناگهانی آن در محدودۀ دمای بحرانی