Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سحوج

تلفظ بین المللی : /sˈohuːdʒ/ تلفظ :‌ [s'ohu:dZ]
لغت نامه دهخدا
  • روحی ساوجی
  • سحاج
  • سحج
  • سحو
  • سحور
  • سحور زدن
  • سحوری زدن
  • سحوق
  • سحوقه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سحوج . [ س ُ ] (ع مص ) خراشیده شدن . (آنندراج ). تراشیده شدن جلد. (غیاث ).

سحوج . [ س َ ] (ع ص ) زن بسیار سوگند که قسم ها تراشد. (منتهی الارب ). زن بسیار سوگند خورنده که شتاب کند در خوردن سوگند. (از اقرب الموارد).

سحوج. [ س ُ ] ( ع مص ) خراشیده شدن. ( آنندراج ). تراشیده شدن جلد. ( غیاث ).سحوج. [ س َ ] ( ع ص ) زن بس...

کلمات مرتبط

  • روحی ساوجی
  • سحاج
  • سحج
  • سحو
  • سحور
  • سحور زدن
  • سحوری زدن
  • سحوق
  • سحوقه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات