معانی کلمه : ستیا
لغت نامه دهخدا
ستیا. [ س َ ت َ ] ( هزوارش ، اِ ) هزوارش «ستیا، ستیا» ، پهلوی «گثیه » ( گیتی )، قیاس کنید با ستها. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). بمعنی ستها که دنیا و روزگار باشد. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
هزاورش ستیا ستیا پهلوی گثیه گیتی قیاس کنید با ستها .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: setiyā) گیتی ، دنیا و روزگار .
اسم: ستیا (دختر) (پهلوی، اوستایی) (تلفظ: setiyā) (فارسی: سِتيا) (انگلیسی: setiya)
معنی: جهان هستی، دنیا، روزگار، بانوی نجیب و بلندمرتبه، گیتی، دنیا و روزگار، جهان هستی دنیا روزگار، لقب حضرت معصومه، کلمه گیتی در فارسی معاصر تغییر یافته همین اسم است
معنی: جهان هستی، دنیا، روزگار، بانوی نجیب و بلندمرتبه، گیتی، دنیا و روزگار، جهان هستی دنیا روزگار، لقب حضرت معصومه، کلمه گیتی در فارسی معاصر تغییر یافته همین اسم است
