Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ستوار

تلفظ بین المللی : /sˈetvɑr/ تلفظ :‌ [s'etvAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • فرت ستوارت
  • دیو سوار
  • ذات سوار
  • زرده سوار
  • زمان پیاده سوار
  • ستار
  • ستار باز
  • ستاراباد
  • ستارالعیوب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ستوار. [ س ُت ْ ] ( ص ، ق ) مخفف استوار یعنی مضبوط و محکم. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) : هر که فردای خویش را نگریدچنگ در دامن تو زد ستوار.فرخی.هزار طرف بیک میخ و هیچ از او نه پدیدبزیر طرف سپاریده میخ را ستوار.ناصرخسرو.حصن هزارمیخه عجب دارم سست است سخت پایه ستوارش.ناصرخسرو.دراز قامت در هر وجب بقتل عدوهم از میانه کمر بسته بر میان ستوار.سوزنی ( از آنندراج ).رجوع به استوار شود. || امین و معتمد...

فرهنگ عمید

استوار#NAME?

= استوار

فرهنگ فارسی

استوار
مخفف استوار به معنی مضبوط و محکم .

کلمات مرتبط

  • فرت ستوارت
  • دیو سوار
  • ذات سوار
  • زرده سوار
  • زمان پیاده سوار
  • ستار
  • ستار باز
  • ستاراباد
  • ستارالعیوب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات