معانی کلمه : ستاره دریایی
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
جانوری است بحری از شاخه خارپوستان جزئ رده استلریدها بدن آن از چندین قسمت درست شده که بطور منظم در اطراف محوری مرکزی قرار دارند
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
medusa (اسم)
ستاره دریایی، عجوزه مارموی، نجم البحر
starfish (اسم)
ستاره دریایی، نجم البحر
