Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سبیب

تلفظ بین المللی : /sˈabib/ تلفظ :‌ [s'abib]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سبیبه
  • سایبان
  • سباب
  • سبابه
  • سبب
  • سبب دعوی
  • سبب ساختن
  • سبب ساز
  • سبب سازی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سبیب. [ س َ ] ( ع ص ) همدشنام مرد. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) موی دم و فش و پیشانی اسب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): فرس خافی السبیب. ( اقرب الموارد ). || یک دسته مو و گیسو. ج ، سبائب. و منه : سبائبه تحول علی صدره. ( منتهی الارب ). خصلة من الشَّعر. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

همدشنام مرد یا موی دم وفش و پیشانی اسب .

کلمات مرتبط

  • سبیبه
  • سایبان
  • سباب
  • سبابه
  • سبب
  • سبب دعوی
  • سبب ساختن
  • سبب ساز
  • سبب سازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات