سبک . [ س َ ] (اِخ ) نام موضعی است . (معجم البلدان ).
سبک . [ س ُ ب ِ ] (ص ) سست . || (اِ) سستی . (برهان ).
۱. طرز؛ روش؛ شیوه.
۲. (ادبی) روش یا شیوۀ خاص شاعر یا نویسنده برای بیان مطالب و افکار خود، مانندِ طرز جملهبندی، استعمال الفاظ و ترکیبات، چگونگی تعبیرات، و بیان مضامین: سبْک خراسانی، سبْک عراقی، سبْک هندی.
(سَ بُ) [ په . ] 1 - (ص .) کم وزن . 2 - چست ، چالاک . 3 - شخص بی وقار.4 - مجرد. 5 - (ق .) زود،بی درنگ . 6 - سبکبال ، بی غم .
(سَ بْ) [ ع . ] 1 - (اِ.) طرز، شیوه . 2 - روشی خاص که هنرمند ادراک و احساس خود را بیان می کند. 3 - (مص م .) فلز ذوب شده را در قالب ریختن .
[باستانشناسی] مجموعهای از خصیصههای متمایزکنندۀ گروهی از آثار در دورۀ زمانی و گسترۀ مکانی معین [ورزش] شیوۀ خاص اجرای مهارتها و فنون در بسیاری از رشتههای ورزشی
آهنگی با ریتم تند که در ریسمان بازی توسط سرنا و نقاره به ...
تکیه ای: sebok
طاری: sobok
طامه ای: sobok
طرقی: sobok
کشه ای: sobok
نطنزی: sobok
خفیف، کموزن ≠ ثقیل، سنگین، گران، وزین
استیل، اسلوب، راه، روال، روش، شیوه، طرز، طریق، طریقه، منوال
۱. خفیف، کموزن ≠ ثقیل، سنگین، گران، وزین
۲. لطیف
۳. بیوقار، بیوقر، جلف ≠ موقر
۴. سبکبار
۵. بیغم، راحت
۶. شتابان، به سرعت، بلافاصله، فورتند، زود، سریع
۷. نازک
۸. رقیق، آبکی، تنک
۹. آرام، آهسته، یواش
شیوه، سایاگ