معانی کلمه : سبوره
لغت نامه دهخدا
سبورة. [ س َب ْ بو رَ ] (ع اِ) تخته ای است که بر آن وقت حساب و مانند آن نویسند و چون مستغنی شوند از آن محو سازند آن را. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). تخته ٔ سیاه مدارس .
فرهنگ عمید
هیز، مخنث، پشت پایی.
فرهنگ فارسی
تخته ایست که بر آن وقت حساب و مانند آن نویسند و چون مستغنی شوند از آن محو سازند آنرا
