Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سبوح گفتن

تلفظ بین المللی : /sˈobuːh ɡˈoftan/ تلفظ :‌ [s'obu:h g'oftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سبوح
  • سبوح خوان
  • سبوح زن
  • ذوثمانیه سطوح
  • ذوسته سطوح
  • سباح
  • سبح
  • سبو
  • سبو بزرگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سبوح گفتن. [ س ُ / س َب ْ بو گ ُت َ ] ( مص مرکب ) سجده گفتن. شهادت دادن :
سبحه داران از پس سبوح گفتن در صبوح
بر سر زنار ساغر طیلسان افشانده اند.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

سجده گفتن شهادت دادن

کلمات مرتبط

  • سبوح
  • سبوح خوان
  • سبوح زن
  • ذوثمانیه سطوح
  • ذوسته سطوح
  • سباح
  • سبح
  • سبو
  • سبو بزرگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات