سبع. [ س َ ] (اِخ ) قریه ای است بین رقه و رأس عین بر ساحل خابور. (معجم البلدان ) (منتهی الارب ).
سبع. [ س ِ ] (ع اِ) نوبت آب شتر هفت روز یک بار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). یکی از نوبتهای آب شتر که در روز هفتم آن را آب دهند. (از اقرب الموارد).
جانور درنده؛ دد.
هفتیک؛ یکهفتم از چیزی.
(سَ) [ ع . ] (اِ.) عدد هفت .
(سَ بُ) [ ع . ] (ص .) درنده .
هفت
جانور، دد، درنده، درندهخو، وحشی ≠ اهلی
اسم جانور، دد، درنده، درندهخو، وحشی ≠ اهلی
دد