معانی کلمه : سبت
لغت نامه دهخدا
سبت . [ س َ ] (اِخ ) جایگاهی است بین طبریه و رمله نزدیکی عقبه و طبریه . (معجم البلدان ).
سبت . [ س ُ / س َ ] (ع اِ) گیاهیست که بگیاه خطمی ماند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
گیاهی شبیه خطمی؛ نوعی خطمی.
شنبه؛ روز شنبه.
〈 اصحاب السبت: [قدیمی] اصحاب سبت؛ یهود.
شنبه، روز شنبه.
* اصحاب السبت: [قدیمی] اصحاب سبت، یهود.
گیاهی شبیه خطمی، نوعی خطمی.
* اصحاب السبت: [قدیمی] اصحاب سبت، یهود.
گیاهی شبیه خطمی، نوعی خطمی.
فرهنگ معین
(سُ بَّ) [ ع . سبة ] (اِ.) ننگ و عار.
(سَ) [ ع . ] (اِ.) شنبه ، نخستین روز هفته .
(سَ ) [ ع . ] (اِ. ) شنبه ، نخستین روز هفته .
(سُ بَّ ) [ ع . سبة ] (اِ. ) ننگ و عار.
(سُ بَّ ) [ ع . سبة ] (اِ. ) ننگ و عار.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
راحت کردن، آرمیدن، استراحت، آسایش، شنبه
( اسم ) نخستین روز هفته پس از جمعه شنبه روز شنبه شنبد .
نهرالسبت نهریست در زمین اندلس و آن را بدینجهت نهرالسبت خوانند که جز در روز شنبه گذارنده و بر کنارش مردی از مس ساخته بر سینه اش نوشته که اینجا گذر می کند
( اسم ) نخستین روز هفته پس از جمعه شنبه روز شنبه شنبد .
نهرالسبت نهریست در زمین اندلس و آن را بدینجهت نهرالسبت خوانند که جز در روز شنبه گذارنده و بر کنارش مردی از مس ساخته بر سینه اش نوشته که اینجا گذر می کند
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
شنبه، آخرین روز هفته (قومیهود)
