معانی کلمه : سباق بردن
لغت نامه دهخدا
سباق بردن. [ س ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیشی گرفتن. جلو افتادن :
ای خداوندخراسان و شهنشاه عراق
ای بمردی و بشاهی برده از شاهان سباق.
ای خداوندخراسان و شهنشاه عراق
ای بمردی و بشاهی برده از شاهان سباق.
فرهنگ فارسی
پیشی گرفتن
