معانی کلمه : ساکی
لغت نامه دهخدا
ساکی . (اِخ ) طایفه ای است از حسنونداز ایل کرد پیشکوه . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 36).
ساکی . (اِ) نوعی میمون کوچک است با دمی بزرگ و پیکری پشم آلود و ریشی پهن . و آن مخصوص امریکاست و شش نوع از آن در برزیل و پرو و منطقه ٔ آمازون شناخته شده است .
فرهنگ عمید
نوعی نوشابۀ الکلی ژاپنی که از تخمیر برنج به دست می آید، عرق برنج.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نقاش ایتالیایی (و.رم ۱۶٠٠ - ف.۱۶۶۱ م. ) واو شاگرد آلبان بود .
نوعی میموم کوچک است با دمی بزرگ و پیکری پشم آلود و ریشی پهن
نوعی میموم کوچک است با دمی بزرگ و پیکری پشم آلود و ریشی پهن
دانشنامه عمومی
ساکی(saki) نام ایلی بوده در لرستان که در حال حاضر نیز به این نام معروف و مشهورند
