معانی کلمه : سانتریول
لغت نامه دهخدا
سانتریول. [ یُل ْ ] ( فرانسوی ، اِ ) دانه مرکزی که نزدیک به هسته میباشد نامیده میشد که امروز بجمیع کره هادی و جسم وسطی گفته میشود و لفظ سانتریول را بجای سانتروزوم قدیم وضع کرده اند. رجوع به سانتروزوم و رجوع به جانورشناسی عمومی فاطمی ص 13 و 22 شود.
فرهنگ معین
(تِ رِ یُ ) [ فر. ] (اِ. ) ذرة مرکزی میان تن ، میانک . (فره ).
دانشنامه آزاد فارسی
سانْتْریول (centriole)
ساختاری در یاخته های جانوری. در فرآیندهای تقسیم یاخته ای میوزو میتوزنقش دارد.
ساختاری در یاخته های جانوری. در فرآیندهای تقسیم یاخته ای میوزو میتوزنقش دارد.
wikijoo: سانتریول
فرهنگ فارسی
دانه مرکزی که نزدیک به هسته می باشد نامیده شد
