کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سامانمند
تلفظ بین المللی :
/sˈɑmɑnmˌand/
تلفظ :
[s'AmAnm,and]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
شکستگی های سامانمند
کتاب نگاشت سامانمند
درزه های سامانمند
نمونه برداری سامانمند
نمونه برداری سامانمند طبقه بندی شده
واپیچش سامانمند
سامان مند
سالامندرا
تلمبه مهدی اباد سامانجرد
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
ویژگی آنچه در چارچوب یک سامانه نظم و ترتیب یافته است
فرهنگستان زبان و ادب
{systematic/ systematical} [عمومی] ویژگی آنچه در چارچوب یک سامانه نظم و ترتیب یافته است
کلمات مرتبط
شکستگی های سامانمند
کتاب نگاشت سامانمند
درزه های سامانمند
نمونه برداری سامانمند
نمونه برداری سامانمند طبقه بندی شده
واپیچش سامانمند
سامان مند
سالامندرا
تلمبه مهدی اباد سامانجرد
نظرات