معانی کلمه : سالگرد
فرهنگ عمید
زمانی که در آن یک یا چند سال از رویدادی گذشته است.
فرهنگ معین
(گَ ) (اِمر. ) زمانی از سال که یک یا چند سال از واقعه ای گذشته باشد.
فرهنگ فارسی
سال گردش
( اسم ) گردش سال [[ تحویل سال : و طالع نگاه داشت و آن سال که شمس بدرجه اعتدال ربیعی رسید وقت سال گردش در آن سرای بتخت نشست ]] .
( اسم ) گردش سال [[ تحویل سال : و طالع نگاه داشت و آن سال که شمس بدرجه اعتدال ربیعی رسید وقت سال گردش در آن سرای بتخت نشست ]] .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
anniversary (اسم)
سالگرد، سوگواری سالیانه، جشن سالیانه عروسی، جشن یادگاری، مجلس یادبود یا جشن سالیانه
jubilee (اسم)
سالگرد، جشن، روز شادی، روز ازادی، سال ویژه
واژه نامه بختیاریکا
سالاگشت ( سالگشت
