سالم . [ ل ِ ] (اِخ ) ابوجمیع هجمی بصری . تابعی است .
سالم . [ ل ِ ] (اِخ )ابومحجر. تابعی و محدث است . رجوع به ابومحجر شود.
سالم . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن سراج تابعی و محدث است . رجوع به ابونعمان شود.
ویژگی فردی که بیماری و شرایط ناهنجار ندارد و از آسایش جسمی و روانی برخوردار است
تیار.
(تلفظ: sālem) (عربی) فاقد بیماری جسمی یا روحی ؛ بدون عیب یا خرابی ، بدون آلودگی ؛ (به مجاز) منزه و به دور از مفاسد اخلاقی ؛ (در حالت قیدی) در حال سلامت و تندرستی یا در حال بدون عیب و خرابی بودن .
تندرست، سرحال، صحیحالمزاج، قبراق ≠ ناسالم
۱. تندرست، سرحال، صحیحالمزاج، قبراق ≠ ناسالم
۲. بیعیب، صحیح، بیگزند، درست، روبهراه، صحیح
۳. بهداشتی ≠ غیربهداشتی
۴. منزه، پاک