Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سالاد

تلفظ بین المللی : /sˈɑlˈɑd/ تلفظ :‌ [s'Al'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • سالاد آمیخته
  • سالاد الیویه
  • سالاد خوری
  • سالاد فصل
  • سالاد میوه
  • سالاد پیاز داغ و تخم مرغ و ماهی
  • سالاد کلم
  • سالاد الویه
  • سالاد تخم مرغ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

سالاد. (فرانسوی ، اِ) غذایی مرکب از کاهو و سرکه وروغن زیتون و جز آن که در سر سفره یا میز گذارند.

سالاد. (فرانسوی ، اِ) نوعی کلاه خود سبک که جنگجویان اروپائی از قرن پانزدهم تا هفدهم آن را بر سر می نهادند.

سالاد. (اِخ ) یکی ازایالات مجارستان بطول 150 و بعرض 20 هزارگز و مرکز آن «ساله آیرس » است . رجوع به قاموس الاعلام...

فرهنگ عمید

نوعی خوراک سرد که از خیار، گوجه فرنگی، پیاز، برگ کاهو یا سبزی های دیگر با سرکه یا آب لیمو و روغن زیتون درست کنند.

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) مخلوطی از سبزی های پخته یا خام یا محصولات گوشتی که با سس مخصوص خورده می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

سالاد (salad)طیف وسیعی از خوراک ها که انواع اصلی آن عبارت اند از سالاد تازه؛ سالاد سبزیجات؛ سالاد ماکارونی، حبوبات، یا غلات؛ سالاد مخلوط حاوی گوشت قرمز و گوشت مرغ و غذاهای دریایی؛ و سالاد میوه. بیشتر سالادها سرد خورده می شوند، اما برخی سالادهای گرم نیز وجود دارند، نظیر سالاد آلمانی سیب زمینی. ساده ترین سسی که برای سالادها استفاده می شود مخلوط روغن و سرکه، معمولاً به نسبت سه به یک، به اضافۀ نمک و ف...

فرهنگ فارسی

آمیزه‌ای از سبزیجات که معمولا پس از خوراک اصلی خورده می‌شود

ترشی تازه ازخیارووگوجه فرنگی وپیازوبرگ کاهو
( اسم ) غذایی است مرکب از انواع سبزیها پخته یا خام که با نمک سرکه روغن آغشته کنند
یکی از ایالات مجارستان

دانشنامه عمومی

سالاد (به فرانسوی: Salade) غذایی است که قبل از غذا به عنوان پیش غذا، بعد از غذای اصلی به عنوان یک وعده مجزا، همراه با غذای اصلی، یا خود به عنوان یک وعده غذای اصلی مصرف می شود.سالاد فصلسالاد شیرازیسالاد کلمسالاد الویهسالاد لوبیاسالاد ماکارونیواژه (Salad) در زبان فرانسه از کلمه ای لاتین با عنوان (Salata) به معنی شور و نمک اندود شده ریشه می گیرد.در بیش از دو هزار سال پیش، ایرانی ها بر روی سبزیجات روغ...

جملات نمونه

سالاد میوه

fruit salad

سالاد فصل

season's salad

سالاد آمیخته

tossed salad

مترادف و متضاد

salad (اسم)
سالاد

فرهنگ فارسی ساره

سبزیانه


کلمات مرتبط

  • سالاد آمیخته
  • سالاد الیویه
  • سالاد خوری
  • سالاد فصل
  • سالاد میوه
  • سالاد پیاز داغ و تخم مرغ و ماهی
  • سالاد کلم
  • سالاد الویه
  • سالاد تخم مرغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات