Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سال بسال

تلفظ بین المللی : /sˈɑl besˈɑl/ تلفظ :‌ [s'Al bes'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بالا توسط ساحل
  • راست بال سان ها
  • سار بال خرمایی
  • سار بال قرمز
  • شبیه ساز پیشرفته پین بال
  • قنات ساه بالا تبریز
  • سالاسال
  • سالبالئن
  • سالبرال
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سال بسال. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) سالهای متوالی. سالهای پی در پی. سال از پس سال : مال قوی که با وی نهاده آید سال بسال میدهد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 399 ).
- امثال :
سال بسال دریغ از پارسال . ( امثال و حکم ). رجوع به سال شود.

فرهنگ فارسی

۱ - سالی پس از سالی : سال بسال دریغ از پارسال . ۲ - سالهای متوالی سالهای پیاپی .

مترادف و متضاد

yearly (قید)
سالیانه، سال بسال

کلمات مرتبط

  • بالا توسط ساحل
  • راست بال سان ها
  • سار بال خرمایی
  • سار بال قرمز
  • شبیه ساز پیشرفته پین بال
  • قنات ساه بالا تبریز
  • سالاسال
  • سالبالئن
  • سالبرال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات