معانی کلمه : سافی
لغت نامه دهخدا
سافی . (ع ص ، اِ) خاکی که باد برده باشد. (ناظم الاطباء). || مُسرِع .
سافی . (اِخ ) شهری است در مراکش در کرانه ٔ اقیانوس اطلس با56800 تن سکنه .
فرهنگ فارسی
شهری است در مراکش در کرانه اقیانوس اطلس
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
از مراتع نشتای عباس آباد
/saafi/ از مراتع نشتای عباس آباد
