Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سازمان

تلفظ بین المللی : /sˈɑzemˌɑn/ تلفظ :‌ [s'Azem,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • سازمان امنیت
  • سازمان بستر آب های بین المللی
  • سازمان بینادولتی
  • سازمان جمع گرا
  • سازمان حفظ سلامت
  • سازمان دادن
  • سازمان دسترسی
  • سازمان دهنده
  • سازمان رزمی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سازمان. ( اِمص ، اِ مرکب ) تشکیلات. حالت قسمتهائی که واحد و مجموعی را برای انجام فعالیتهای خاصی تشکیل میدهند. چون : سازمان حکومتی.سازمان نظامی. سازمان برنامه هفت ساله. سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ ایران. سازمان دفاعی. سازمان ملل متحد. سازمان بین المللی کار. سازمان خواربار و کشاورزی. سازمان تربیتی و علمی و فرهنگی. سازمان جهانی بهداشت. سازمان هواپیمائی کشوری بین المللی. سازمان جهانی هواشناسی. سازم...

فرهنگ عمید

۱. مجموع کارمندان، دستگاه‌ها و شعب یک اداره یا بنگاه که به دستیاری همدیگر کارهای خود را با نظم‌وترتیب انجام بدهند؛ تشکیلات.
۲. طرز ساخت.
۳. نظم‌وترتیب.
⟨ سازمان دادن: (مصدر متعدی) نظم‌وترتیب دادن.

۱. مجموع کارمندان، دستگاه ها و شعب یک اداره یا بنگاه که به دستیاری همدیگر کارهای خود را با نظم وترتیب انجام بدهند، تشکیلات.۲. طرز ساخت.۳. نظم وترتیب.* سازمان دادن: (مصدر متعدی )...

فرهنگ معین

(زْ ) (اِمر. )۱ - مجموعة شعب و کارمندان یک اداره یا مؤسسه ، تشکیلات . ۲ - مجموعة هدف مندی که پیرو یک نظام است . ۳ - ساختار.

فرهنگ فارسی

نامه
مجموعه دستگاهها و شعب و کارمندان یک اداره یا یک موسسه تشکیلات : سازمان ملل متحد .

گروهی از افراد که با هدف یا علاقه‌مندی خاصی گرد هم می‌آیند و روابط و ساختار مشخصی را به وجود می‌آورند * مصوب فرهنگستان اول

دانشنامه عمومی

سازمان مجموعهٔ هدفمندی است که پیرو یک نظام (سیستم) است، و دارای مرزها و حدودی است که آن را از محیط خود جدا می سازد.هدف دارد.برای هدفش برنامه دارد.استراتژی (راهبرد) دارد.منابع خود را می شناسد و از آن ها به طور بهینه و هماهنگ استفاده خواهد کرد.وابسته به اطلاعات است.بروس کوئن در کتاب در آمدی به جامعه شناسی در فصل 17 صفحه 303 ترجمه محسن ثلاثی چاپ 1395 دربارهٔ تعریف سازمان مینویسد : سازمان های رسمی به ...

مترادف و متضاد

نظم و ترتیب، سروسامان

مجموعه کارمندان، پرسنل

اداره، بنگاه، بنیاد، تشکیلات، دستگاه، موسسه

۱. اداره، بنگاه، بنیاد، تشکیلات، دستگاه، موسسه
۲. نظم و ترتیب، سروسامان
۳. مجموعه کارمندان، پرسنل
۴. نامه

conformation (اسم)تطبیق، توافق، ترکیب، برابری، سازمانstructure (اسم)ترکیب، ساختمان، بناء، سازمان، ساخت، ساختارinfrastructure (اسم)پیدایش، شالوده، سازمان، زیر سازی،...

واژه نامه بختیاریکا

دار

فرهنگستان زبان و ادب

{organisation} [باستان شناسی، جامعه شناسی، عمومی] گروهی از افراد که با هدف یا علاقه مندی خاصی گرد هم می آیند و روابط و ساختار مشخصی را به وجود می آورند * مصوب فرهنگستان اول

کلمات مرتبط

  • سازمان امنیت
  • سازمان بستر آب های بین المللی
  • سازمان بینادولتی
  • سازمان جمع گرا
  • سازمان حفظ سلامت
  • سازمان دادن
  • سازمان دسترسی
  • سازمان دهنده
  • سازمان رزمی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات