معانی کلمه : سارک
لغت نامه دهخدا
سارک . (اِخ ) (اخشید..) حاکم سمرقند مقارن حمله ٔ اعراب در دوره ٔ معاویه بود. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 122 و اخشید در این لغت نامه شود.
فرهنگ عمید
ساری۱#NAME?
= ساری۱
فرهنگ معین
(رَ ) (اِ. ) سار سیاه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ساری
( اسم ) پرنده ایست سیاه سار سیاه سار .
حاکم سمرقند مقارن حمله اعراب در دوره معاویه بود
( اسم ) پرنده ایست سیاه سار سیاه سار .
حاکم سمرقند مقارن حمله اعراب در دوره معاویه بود
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{WBS} [مدیریت-مدیریت پروژه] ← ساختار ریز کار
