Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سارا

تلفظ بین المللی : /sˈɑrˈɑ/ تلفظ :‌ [s'AR'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • سارا برنار
  • سارا لی شرکت
  • سارا رهبر
  • سارا رول
  • سارا کرش
  • سارا گورون
  • سارا 533
  • سارا اتربک
  • سارا احمد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سارا. (اِخ ) نام جائی است در ساحل بحر عمان و گویند در آنجا عنبری بغایت بی نظیر وجود دارد. (شعوری ) .

سارا. (اِخ ) نام زن ابراهیم پیغمبر و مادر اسحاق است . (برهان ). ساره : آسیه توفیق و ساراسیرت است ساره را سیاره سیما دیده ام . خاقانی .رجوع به ساره شود....

فرهنگ عمید

زبده، خالص، بی غش: زر سارا، عنبر سارا، مشک سارا: چه حاصل زآنکه دانی کیمیا را / مس خود را نکرده زرّ سارا (جامی۵: ۲۰۱ ).

فرهنگ معین

(ص . ) خالص ، بی غل و غش .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:سارهwikijoo: کارگردان است که به جست وجو در لایه های پنهان روح آدمی می پردازد و وابستگی های درونی انسان را آشکار می سازد. داستان فیلم دربارۀ زنی است به نام سارا که برای تأمین مخارج بیماری همسرش، حسام، از یکی از همکاران او در بانک به نام گشتاسب کمک مالی می گیرد. گشتاسب که متهم به جعل اسناد شده است و موقعیت شغلی اش در بانک دچار مخاطره می شود از سارا می خواهد از طریق اعمال نفوذ در حسام، که...

فرهنگ فارسی

زبده، خالص، بی غش، درترکیب مانند:عنبرسارا
( صفت ) خالص بی غش : عنبر اسرا مشک سارا .
نام زن ابراهیم پیغمبر و مادر اسحق است

دانشنامه عمومی

دختر پاکیزه. نامی از نام ها ی دختران.

سارا یا ساره دختر هاران، همسر ابراهیم، شه مادر ادیان ابراهیمی و مادر اسحاق ( پدر یعقوب ) از سلاله پیامبران بنی اسرائیل است. در تورات از وی با عنوان «مادر ملت ها» یاد شده است.نام دیگر ساره نزد مسلمانان، یهودی ها و مسیحیان مبجله است. در تورات با نام سارا معرفی شده ولی بعدها این نام به ساره تغییر یافت. در زمانی که بسیار پیر و نازا بود خدا به او وعده داد که ...

نقل قول

سارا (فیلم). سارا فیلم ایرانی به کارگردانی و تهیه کنندگی داریوش مهرجویی محصول سال ۱۳۷۱ است. داستان این فیلم از نمایش نامه خانه عروسک اثر هنریک ایبسن الهام گرفته شده است.
•
wikiquote: سارا_(فیلم)

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: sārā) (در قدیم) خالص ، بی‌آمیختگی ؛ (در اعلام) نام زن حضرت ابراهیم (ع) و مادر اسحاق (ع).

اسم: سارا (دختر) (عبری) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: sārā) (فارسی: سارا) (انگلیسی: sara) معنی: خالص، نام همسر حضرت ابراهیم ( ع ) و مادر اسحاق ( ع )، بی آمیختگی، ( در اعلام ) نام زن حضرت ابراهیم ( ع ) و مادر اسحاق ( ع )، شاهزاده خانم، نام همسر ابراهیم ( ع ) و مادر اسحاق ( ع )...

مترادف و متضاد

بی‌غش، خالص

اسم ≠ ناخالص

عنبرسارا، مشک

۱. عنبرسارا، مشک
۲. بیغش، خالص ≠ ناخالص
۳. زبده

واژه نامه بختیاریکا

( ● ) ؛ بالا رونده؛ صخره نورد

کلمات مرتبط

  • سارا برنار
  • سارا لی شرکت
  • سارا رهبر
  • سارا رول
  • سارا کرش
  • سارا گورون
  • سارا 533
  • سارا اتربک
  • سارا احمد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات