معانی کلمه : ساختار فلسی
فرهنگ فارسی
ساختاری زمینساختی که وجه مشخص آن وجود دستهای از گسلهای راندۀ (thrust fauthorlts) همپوشان و تقریباً موازی است
فرهنگستان زبان و ادب
{imbricate structure} [زمین شناسی] ساختاری زمین ساختی که وجه مشخص آن وجود دسته ای از گسل های راندۀ (thrust fauthorlts ) هم پوشان و تقریباً موازی است
