معانی کلمه : ساجگون
لغت نامه دهخدا
ساجگون. ( ص مرکب ) برنگ ساج. تیره :
کنار آبدان گشته بشاخ ارغوان حامل
سحاب ساجگون گشته بطفل عاجگون حبلی.برآمد ساجگون ابری ز روی ساجگون دریا
بخار مرکز خاکی نقاب قبه خضرا.
کنار آبدان گشته بشاخ ارغوان حامل
سحاب ساجگون گشته بطفل عاجگون حبلی.برآمد ساجگون ابری ز روی ساجگون دریا
بخار مرکز خاکی نقاب قبه خضرا.
فرهنگ عمید
به رنگ ساج، سیاه، تیره، تیره فام: برآمد ساج گون ابری ز روی ساج گون دریا / بخار مرکز خاکی نقاب قبهٴ خضرا (امیرمعزی: ۲۳ ).
فرهنگ معین
(ص . ) به رنگ ساج ، تیره فام .
