معنی اصطلاح -> سابقه داشتن 1- نظیری در گذشته داشتن 2- از چیزی آگاهی داشتن؛ به چیزی آشنایی داشتن ( قدیم ) مثال: 1- این نکته در میان فیلسوفان قدیم نیز سابقه داشته است. 2- کسی که به هوای اینجا سابقه داشته باشد، همیشه لباس گرم با خودش همراه برمی دارد.
مترادف و متضاد
۱. باسابقه بودن، بدسابقه بودن، پیشینه داشتن، پیشینهدار بودن، مجرم بودن ۲. آشنایی داشتن، مسبوق بودن