Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سابغه

تلفظ بین المللی : /sˈɑbeq1ˌeː/ تلفظ :‌ [s'Abeq1,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سبغه
  • سابغ
  • سابقه
  • سابقه دار
  • سابقه داری
  • سابقه سالار
  • سابقه ٔ خدمت
  • سابله
  • سابله سورسارت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( سابغة ) سابغة. [ ب ِ غ َ ] ( ع ص ) تأنیث سابغ. رجوع به سابغ شود. || زره فراخ. ( صحاح ) ( منتهی الارب ) ( ترجمه صحاح ). زره تمام. ( ترجمان القرآن ) : و سابغة تغشی البنان کانهاأضاة بضحضاح من الماء ظاهر.( تاج العروس ).|| مطرة سابغة؛ باران دراز و ممتد. ( تاج العروس ) ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ). || لثة سابغة؛ بن دندان زشت. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ). و این معنی مجازی است. ( تاج العروس ). گوش...

فرهنگ فارسی

تانیث سابغ

کلمات مرتبط

  • سبغه
  • سابغ
  • سابقه
  • سابقه دار
  • سابقه داری
  • سابقه سالار
  • سابقه ٔ خدمت
  • سابله
  • سابله سورسارت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات