کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : زینو
تلفظ بین المللی :
/zˈinuː/
تلفظ :
[z'inu:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زینو فرانسسکاتی
تپه قلعه زینو
محمد زینو
مرغ باران زینو
زینور
زینون
زینوویف الکساندر
زینوویف گریگوری
زینوند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زینو. ( اِ ) نوعی از جامه پشمین که غربا و مساکین میپوشند. ( آنندراج ). پوشاکی پشمینه مر گدایان را. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نوعی از جامه پشمین که غربا و مساکین میپوشند پوشاکی پشمینه مرگدایان را .
کلمات مرتبط
زینو فرانسسکاتی
تپه قلعه زینو
محمد زینو
مرغ باران زینو
زینور
زینون
زینوویف الکساندر
زینوویف گریگوری
زینوند
نظرات