Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زینت گر

تلفظ بین المللی : /zinˈatɡar/ تلفظ :‌ [zin'atgaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زینت گرفتن
  • ویژه گر زیست شیمی
  • زین گر
  • زیست جِرم گرفتگی
  • فمینیسم زیست بوم گرا
  • زیست گروه
  • گره زینتی روبان گیسو
  • زیست جرم گرفتگی
  • زیست گرایی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زینت گر. [ ن َ گ َ ] ( ص مرکب ) زینت دهنده. که زینت دهد. که آراید :
تا فرش عدل او شده زینت گر زمین
برچیده است ظلم بساط ستمگری.
طالب آملی ( از آنندراج ).
رجوع به زینت و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

زینت دهنده که زینت دهد

کلمات مرتبط

  • زینت گرفتن
  • ویژه گر زیست شیمی
  • زین گر
  • زیست جِرم گرفتگی
  • فمینیسم زیست بوم گرا
  • زیست گروه
  • گره زینتی روبان گیسو
  • زیست جرم گرفتگی
  • زیست گرایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات