Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زیلی

تلفظ بین المللی : /zˈili/ تلفظ :‌ [z'ili]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زیلی ویلی هاکردن
  • زیلی پلی
  • زخم و زیلی
  • جک زیلی
  • قنات کلاته زیلی تربت جام
  • برومور زیلیل
  • زیلیناگرات
  • زیلینچوکسکایا
  • ادریان زیلینسکی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زیلی . (ص نسبی ، از اتباع ) (زخم و ...) مترادف و تابع زخم و زیلی به معنی زخمدار و زخمناک و دارای زخمهای بسیار است . (از فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).

زیلی . (اِخ ) احمدبن محمد ابی البرکات الزیلی السیواسی ، مکنی به ابوالثناء. وی در سال 974 هَ . ق . مشهور گشت . او راست : زبدةالاسرار. (از معجم المطبوعات )....

فرهنگ فارسی

محرم بن عارف بن حسن مکنی به ابو اللیث از علمائ قرن دهم هجری .

کلمات مرتبط

  • زیلی ویلی هاکردن
  • زیلی پلی
  • زخم و زیلی
  • جک زیلی
  • قنات کلاته زیلی تربت جام
  • برومور زیلیل
  • زیلیناگرات
  • زیلینچوکسکایا
  • ادریان زیلینسکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات