Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ زیرپا

تلفظ بین المللی : /zirpˈɑ/ تلفظ :‌ [ziRp'A]
لغت نامه دهخدا
  • زیرپا کردن
  • زیرپا کشیدن
  • زیرپاکشی کردن
  • زیرپایی
  • زیرپایی سکانی
  • زیرپاکشی
  • زیرپایه
  • زیرایستایی
  • زیرتابوتی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

زیرپا. (ص مرکب ) زیرپای . مطیع و فرمانبردار. (ناظم الاطباء).- زیرپای آوردن ؛ در دو شاهد زیر از فردوسی ظاهراً بمعنی پریدن و پیمودن و بمجاز تصرف کردن ، در اختیار گرفتن آمده است : که سودابه را باز جای آورندسراپرده را زیرپای آورند. فردوسی .همه مرز را زیرپای آوریم مراد دل خود بجای آوریم . فردوسی . || باجگزار وذمی . || (اِ مرکب ) پاپوش و کفش . (ناظم الاطباء).- زیرپا آوردن ادیم یمن ؛ عبارت از حاجیان که...

کلمات مرتبط

  • زیرپا کردن
  • زیرپا کشیدن
  • زیرپاکشی کردن
  • زیرپایی
  • زیرپایی سکانی
  • زیرپاکشی
  • زیرپایه
  • زیرایستایی
  • زیرتابوتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات