کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : زیرمشق
تلفظ بین المللی :
/zirmˈaʃq1/
تلفظ :
[ziRm'aSq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زیرمشقی
زیر مشق
زیرحلقه
زیرشانه
زیرشکن
زیرشکنی
زیرمانلو
زیرمجموعۀ جاذب
زیرمجموعۀ سره
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
زیرمشق .
[ م َ ] (اِ مرکب ) چیزی باشد از چرم و کاغذ که اوراق را بر آن گذاشته می نویسند تا دست فرسودنشود و بمجاز، هر چیزی را که به زیر چیزی گذاشته برآن کار کنند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء)
:
پی بر افغان ما نبرده کسی
دل بود زیرمشق ناله ٔ ما.
ملامفید (از آنندراج ).
رجوع به زیرمشقی شود.
کلمات مرتبط
زیرمشقی
زیر مشق
زیرحلقه
زیرشانه
زیرشکن
زیرشکنی
زیرمانلو
زیرمجموعۀ جاذب
زیرمجموعۀ سره
نظرات