معانی کلمه : زیرجامه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
شلوار، زیرشلواری.
فرهنگ معین
(مِ یا مَ ) (اِمر. ) جامة نازکی که زیر شلوار پوشند، زیرشلواری .
فرهنگ فارسی
( اسم ) جامه نازکی که زیر شلوار پوشند زیر شلواری .
مترادف و متضاد
پیژاما، پیژامه، زیرپوش، شلوار

پیژاما، پیژامه، زیرپوش، شلوار