معانی کلمه : زیر اب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
راه آب زیر حوض یا استخر که هرگاه بخواهند آب خارج شود آن را باز می کنند.
فرهنگ فارسی
( زیر آب ) دهی از دهستان نقاب است که در بخش جغتای شهرستان سبزوار واقع است و ۳۸۸ تن سکنه دارد مزار پیر خواجه نجم الدین در این ده است .
زیر آب، راه آب زیرحوض یااستخرکه تعویض هم میشود
زیر آب، راه آب زیرحوض یااستخرکه تعویض هم میشود
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
drain (صفت)
زیر اب
underwater (صفت)
زیر اب، زیر ابزی
