Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ زیبنده بودن بر

تلفظ بین المللی : /zibˈande bˈuːdan bˈar/ تلفظ :‌ [zib'ande b'u:dan b'aR]
مترادف و متضاد
  • زیبنده بودن
  • زنده بودن
  • بیشتر زنده بودن از
  • عضوی که از عناصر حیاتی زنده بودن یا زندگیست و نبودش باعث مرگ می شود را گرفته است
  • دلایل زنده بودن امام زمان
  • زنده و فعال بدون هوا و اکسیژن
  • اگه بابام زنده بود
  • زیبنده
  • زیبنده نبودن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

fit (فعل)
شایسته بودن، مجهز کردن، تطبیق کردن، متناسب کردن، خوردن، اندازه بودن برازندگی، زیبنده بودن بر، مناسب بودن برای، سوار یا جفت کردن، صلاحیت دار کردن، گنجاندن یا گنجیدن

کلمات مرتبط

  • زیبنده بودن
  • زنده بودن
  • بیشتر زنده بودن از
  • عضوی که از عناصر حیاتی زنده بودن یا زندگیست و نبودش باعث مرگ می شود را گرفته است
  • دلایل زنده بودن امام زمان
  • زنده و فعال بدون هوا و اکسیژن
  • اگه بابام زنده بود
  • زیبنده
  • زیبنده نبودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات