معانی کلمه : زیان
لغت نامه دهخدا
زیان . [ زَ ] (ع ص ) قمر زیان ؛ قمر نیکو و خوب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ماه نیکو و خوب . (ناظم الاطباء).
زیان . (ع اِ) آنچه بدان آرایند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). هر آنچه بدان آرایند و آرایش کنند و زینت . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
زیاندن#NAME?
۱. نقصان.
۲. [مقابلِ سود] خسارت؛ ضرر.
۱. نقصان.
۲. [مقابلِ سود] خسارت، ضرر.
= زیاندن
۲. [مقابلِ سود] خسارت، ضرر.
= زیاندن
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - خسارت . ۲ - آسیب . ۳ - کاستی .
فرهنگ فارسی
نقصان، خسارت، ضرر، ضدسود
( اسم ) زندگانی کننده زیبنده .
قمر زیان قمر نیکو و خوب
( اسم ) زندگانی کننده زیبنده .
قمر زیان قمر نیکو و خوب
دانشنامه عمومی
گویش اصفهانی
تکیه ای: zarar
طاری: ziyân
طامه ای: zarar
طرقی: zarar / ziyun
کشه ای: zarar / ziyun
نطنزی: zarar / ziyun
مترادف و متضاد
آسیب، اضرار، تغابن، خسارت، خسران، صدمه، ضرر، غبن، فسوس، گزند، لطمه، مضرت ≠ بهره، سود، منفعت، نفع
واژه نامه بختیاریکا
زیوُوی
