کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : زیارتگری
تلفظ بین المللی :
/ziˈɑratɡˌari/
تلفظ :
[zi'ARatg,aRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زیارتگر
سفر زیارتی
زیارتگاه
زیارتگاه سیار
زیارتگاه عرفی
زیارتگاه گَردی
پیرهریشت زیارتگاه
در زیارتگاه گذاشتن
زیادترین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
زیارتگری. [ رَ گ َ ] ( حامص مرکب ) زیارت. زیارة. ملاقات. دیدار کردن :
چون نظری چند پسندیده رفت
دل به زیارتگری دیده رفت.
نظامی.
کلمات مرتبط
زیارتگر
سفر زیارتی
زیارتگاه
زیارتگاه سیار
زیارتگاه عرفی
زیارتگاه گَردی
پیرهریشت زیارتگاه
در زیارتگاه گذاشتن
زیادترین
نظرات