معانی کلمه : زورک
لغت نامه دهخدا
زورک. [ رَ ]( اِ ) مرغی است و عرب آنرا حُمَر یا حُمَّر نامد. پرنده ای است سرخ رنگ به بزرگی گنجشک. ( از یادداشتهای بخطمرحوم دهخدا ). سُقْدة؛ پرنده ای است سرخ رنگ به بزرگی گنجشک و به فارسی آنرا زورک گویند. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
مرغی است که عرب آنرا حمر نامند پرنده ایست سرخ رنگ و به بزرگی گنجشک .
