معانی کلمه : زواید
لغت نامه دهخدا
زواید. [ زَ ی ِ ] ( ع اِ ) هر چیزی که زاید باشد و جزء اصلی چیزی نبود. ( ناظم الاطباء ).
- زواید زندگانی ؛ فضول معاش. ( ناظم الاطباء ).
- زواید زندگانی ؛ فضول معاش. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
زائده#NAME?
= زائده
فرهنگ معین
(زَ یِ ) [ ع . زوائد ] (اِ. ) جِ زایده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع زایده ( زائده ) .
جمع زائده
( اسم ) جمع زایده ( زائده ) .
( اسم ) جمع زایده ( زائده ) .
مترادف و متضاد
excrement (اسم)
نجاست، پس مانده، مدفوع، زوائد، فضله، سگاله، عن
frill (اسم)
لذت، تزئینات، چین، حاشیه چین دار، پیرایه، افراط، زوائد، تجمل، چیز بیخود یا غیر ضروری
